امروز با درگذشت مرحوم اسدالله عسگراولادی لازم دونستیم مطلبی در مورد ایشون بنویسیم تا شرح حالشون انگیزه یا برنامه هدفمند زندگی خیلی از افراد مستعد بشه. هر لحظه که به دنبال راه امید و موفقیت در زندگی خود هستید به یاد بیارید بزرگانی همچون اسدالله عسگراولادی و مردان بزرگ دیگر که چطور در راه موفقیت تلاش کردند و هرگز تسلیم ناامیدی نشدند. امیدواریم شرح حال بزرگترین تاجر خشکبار ایرانی سرآغاز تحولی بزرگ در زندگی شما دوست عزیز باشد. تا پایان با ظریف پلاس بمانید.

داستان با تولد اسدالله عسگراولادی در سال 1312 در تهران و خانواده ای متدین شروع می شود. خانواده ای که با قشر ثروتمند هیچ معاشرتی نداشته و پدر پیشه ور روزی خانواده را از راه عطاری به دست می آورد. حاصل زندگی ارزشمند مرد پیشه ور سه پسر بود که از سنین 12 یا 13 سالگی کار در بازار پر دغدغه تهران را تجربه کردند. از این میان سوژه صحبتمان، اسدالله عسگراولادی است که می خواهیم به شما بگوییم روزها را با چه سختی به کار می پرداخت و شب ها را با وجود آن همه خستگی به مطالعه مشغول می شد. پسر جوان موفق به گذراندن کنکور می شود و در دانشگاه رشته ادبیات می خواند. به دلیل علاقه وافر در فرصتی مغتنم به ادامه تحصیل در دانشکده اقتصاد که روبروی دانشگاه دیگرش بود می پردازد. مرد جوان به دلیل هوش سرشار نسبت به رشته حقوق هم بی تمایل نبود و گاهی در اوقات فراغت سری به کلاس های دانشکده حقوق می زد. در آن زمان رفتن به دیگر دانشگاه ها آزاد بود و کنترل و حراست دانشگاه زیاد نبود.

در روزهای اول کار همه روزه روز خود را با همت و توکل شروع می کرد که اولین حقوق دوره شاگردی اش 2 ریال بود که در کل، ماهی 6 تومان میشد. شب و روز نمی شناخت و هر لحظه خود را مشغول به کار یا درس می کرد. شاید مرد جوان در این قیل و قال بازار و روزهای شلوغ تهران به فکر کار و  کسبی بود که میخواست در آینده دست و پا کند. مهم ترین و اولین تجارت موفق او مربوط به سال 1327 با خرید یک کیسه کنجد بود که با قیمت 53 تومان از بازار تهران خرید و با منصفانه ترین قیمت به بهای 70 تومان به نانوایی محل فروخت. عالی! چه حس خوشایندی است که در اولین تجربه تجارت شخصی، بدون هیچ ضرری، منفعت قابل توجهی را به دست اورید. اوج دوران جوانی را با شغل کارمندی تا سال 1334 در یک شرکت صادراتی گذراند و خوب پخته این کار شد و علاقه وافری در این زمینه از خود نشان داد.

چگونه زندگی هدفمند داشته باشیم

در سن 22 سالگی تنها دارایی اش خانه ای بود که که در خیابان شهید مصطفی خمینی به قیمت 5600 تومان خریده بود. در این خانه اسدالله به همراه دو خواهر و والدینش زندگی می کردند. در سال 1333 یک فولکس به قیمت 5900 تومان به عنوان اولین ماشین خرید. ماشین وسیله دست شد تا کیسه های خواربار خریداری شده را بین نانوایی و بقالی ها توزیع کند. با گذشت زمان نخستین جرقه های تحول بزرگ در ذهنش زده شد. اینک سال 1334 است که برای گرفتن کارت بازرگانی به اتاق بازرگانی مراجعه می کند و متاسفانه به در بسته می خورد. سن شخص برای دریافت کارت بازرگانی باید حداقل 24 باشد او هنوز 22 سال داشت. اما بدون آنکه نا امید شود، از دیگر امتیاز خود استفاده کرد. امکان آن وجود داشت تا توسط نائب رئیس اتاق وقت طبق قانون امتحان شود. به سفارش مرحوم عبدالله توسلی دوباره بازگشت تا اینبار جواب مثبت را دریافت کند. باید به 20 سوالی که در مورد ارز کشورها، حمل جنس و بسیاری از سوالات دیگر که پرسیده می شد پاسخ درست می داد. خوشبختانه دانش و علم اسدالله این جوان 22 ساله به قدری بالا بود که موفق شد به همه سوالات پاسخ درست دهد. نائب رئیس به مرحوم توسلی زنگ زد و  گفت این باید جای من بنشیند. این هم از موفقیت بعدی! آرزو خواسته محالی نیست، تصور ذهنی است که فقط اکنون در دسترس نیست اما در آینده با تلاش و پشتکار محقق خواهد شد. درست 25 سال بعد اسدالله عسگراولادی جای او نشست، می بینید هر انچه بخواهی می توانی به دست آوری، پس غیر ممکنی وجود ندارد.

می توانید هشت نکته سحرآمیز برای موفق شدن در کار و زندگی مطالعه نمایید

2 سال پس از این ماجرا با سختی هایی که پشت سرگذاشت با 4 هزار تومان موفق به خرید حجره ای شد و فعالیت در زمینه خشکبار را شروع کرد. کاری که در طی 64 سال همچنان مشغول به انجامش بود. زیره سبز را زیاد دوست داشت چون برای کار با زیره نه سرمایه زیادی لازم بود و نه قیمت خرید بالایی داشت. به دلیل علاقه زیاد به صادرات در سال 1336 مشغول شد و کار خود را از صفر با خرید 5 تن زیره قسطی شروع کرد. اولین مشتری خود را در سنگاپور گرفت و با مکاتبات بسیاری که با اتاق های بازرگانی کشور های مختلف داشت موفق شد اولین معامله خود را در سال 1330 با نیویورک شروع کند. نیویورک از دیر باز بورس زیره بود و با تلاش های مستمر و جدیت اسدالله دوشنبه ای نبود که بازار ادویه نیویورک، زیره شرکت او را "حساس" روی میز معاملات نبرد.

حالا اسدالله عسگراولادی با 51 سال سن همراه با برند "حساس" دیکته کننده قیمت زیره در جهان و ایران شده بود. چه سال های سختی بود و روزهای دشواری که سپری نشد اما نتیجه همه آن سختی ها را امروز خارج از حد تصور خود مشاهده می کرد. در سال 1347 پسته و کشمش را به اقلام صادراتی خود اضافه کرد. برای صادرات پسته باید ریسک بزرگی می کرد و بابت آن هزینه بالایی را می پرداخت. اما خوش حسابی و اعتباری که اسدالله عسگراولادی در این سال ها در میان بازاریان کسب کرده بود این شانس را به او میداد تا بعنوان مشتری خوش حساب نسیه بردارد و یک ماهه پولشان را پس دهد. به گفته وی عامل موفقیتش در بازار هنر خوش حسابیش بود.

توسعه و بهبود فردی

قدم بعدی و مهمی که اسدالله برداشت در سال 1343، خرید انبار در خیابان تختی تهران و تاسیس کارخانه زیره " حساس " در مشهد بود که امروز هم فعال است. با سودی که از این راه به دست می اورد دفتر، خانه یا ملکی می خرید. حتی در سرایی که روزی حجره قسطی خریده بود تمام دفاتر اطراف آن را هم توانست بخرد. اصولی که در زندگی این تاجر بزرگ و موفق همواره در جریان بود شامل:

  1. هیچگاه بیش از یک هفتم تنخواهش را به کسی نسیه نمی داد.
  2. هیچگاه از بانک ها با وجود تماس های آن ها وام نمی گرفت.
  3. هیچگاه بیش از نصف داراییش را نسیه نمی خرید.
  4. اگر سرمایه داشت خرید می کرد و در صورتی که نداشت خریدی نمی کرد.
  5. هرکز شریک خود را عوض نمی کرد. بطوریکه در طول این سالها تنها شریک او محمد حسن شمس بود.

چگونه با ظریف پلاس کسب و کار موفق داشته باشیم

با این روند به راحتی شب ها را به صبح می رساند زیرا بدهکار و زیر بار دین کسی نبود. در سال 1335 به نجف برای دیدن امام خمینی (ره) رفت تا از ایشان برای تاسیس کارخانه در قم اجازه بگیرد و راهنمایی های لازم را دریافت کند. با توجه به گفته ایشان موفقیت وی وابسته به سه جمله نوشته شده در پای ساختمان معروف امپایراستیت نیویورک بود:

  • زودتر از دیگران مطلع شدم.
  • زودتر از دیگران تصمیم گرفتم.
  • و وقتى تصمیم گرفتم چشمم را بستم و عمل کردم.

وی می گوید: تجارت بی رحم است و رعایت این اصول در تجارت از اهمیت زیادی بر خوردار است.

از کم به زیاد رسیده و نمونه بارز آن خانه ها و دارایی هایی است که دارد. اولین خانه را به قیمت 5600، دومین خانه 33 هزار تومان، سومین خانه را از وزیر فرهنگ شاه معدوم 140 هزار تومان و چهارمین خانه را 500 هزار تومان، پنجمین خانه 140 میلیون تومان خرید که در آن ساکن شد. هیچ یک از خانه ها را نفروخت وهمه را به اجاره داد. تمامی وجوهات شرعی، مالیات و غیره را بدون کم و کاست پرداخت می کرد و هیچ چانه ای با کسی سر قیمت نمیزد. می گوید چون خدا به من کمک کرده من هم از دارایی ام انفاق می کنم، مسجد، درمانگاه و مدرسه می سازم. همه داراییش را در داخل ایران سرمایه گذاری کرده و هیچ مالی را در خارج از ایران ندارد. فقط چند دفتر کار برای خود در هامبورگ، دبی و لندن فراهم کرده بود که صرفا برای تجارت راه اندازی شده بودند.

ظریف پلاس و رموز موفقیت در زندگی

پیشنهاد می کنیم چگونه به یک انسان موفق تبدیل شویم را مطالعه نمایید

اسدالله عسگراولادی افتخار میکند میلیاردر است و همه این سرمایه ها را مدیون دور اندیشی است که در دوران جوانی داشته که امروز خانه 5600 تومانی بیش از 1.5 میلیارد تومان می ارزد. همینطور خانه ای که 140 هزار تومان خریده بود حالا یک میلیارد قیمت خورده است.  با این حساب میلیاردر شدن چندان هم سخت نیست. ذخیره دارایی امروز قطعا سرمایه و ثروتی در آینده خواهد بود.

از دیگر افتخارات اسدالله عسگراولادی  می شود به 16 سال عضویت هیات رئیسه اتاق بازرگانی ایران و نائب رئیس اتاق اشاره کرد. بعد از سال 1357 امام خمینی (ره) برای اداره اتاق حکم داد که 8 نفر عضو داشت، یکی از 8 نفر اسدالله عسگراولادی بود. در طی این مدت 4 نفر فوت شده و 4 نفر در قید حیات بودند. اسدالله عسگراولادی  می گوید در 10 سال اول حضورش در اتاق از آن آبرو گرفتم و در 20 سال بعد به آن آبرو دادم. هیچگاه طی فعالیت های خود در دفتر متحمل ضرر نشد هیچگاه اظهار فقر نمی کرد. در ایران 10 کارخانه داشت که درآمد ان ها اینگونه صرف میشد: 20 درصد برای خداوند، 20 درصد انفاق، 20 درصد خانواده و با بقیه موارد ضروری خریداری می شد. نه اهل رانت و رشوه است نه اهل وام و بدهی هیچ گاه زیر هیچ قرض وبدهی نمانده است. از این چه بهتر؟ وقتی خالصانه و با تمام توان تکیه بر بازوی همت و توکل به خدا کنی قطعا هیچ مانعی سد راهتان نخواهد شد. تو حرکت کن خداوند برکت به مال و زندگی ات می بخشد. فقط کافی است که بخواهی.

از نظر اسدالله عسگراولادی به سه اصل مهم در تجارت باید سفت و سخت پایبند بود: کیفیت، رقابت و خوش قولی. در نظر ایشان پایبندی به این سه اصل باعث شد بازار نیویورک در دستان خود بگیرد. خیلی از فروشندگان جنسی که فروخته بودند که بلافاصله بعد از آن ترقی می کرد، معامله را به هم می زدند یا از کیفیت کار کم می کردند تا ضرر نکنند. رموز موفقیت اسدالله عسگراولادی چیزهای ساده ای بودند که در میان همه آن ها خدا جویی و رو راستی حرف اول را می زند. زندگی کارزاری است از اعمال خودمان. هر چه می کنیم به خود می کنیم و این معامله با خود شاهد و ناظری دارد که ذرت المثقالی چه خوب چه بد از دیدش پنهان نمی ماند. پس در نظر داشته در هر ارتباطی چه در زمینه کسب و کار، زندگی شخصی، مراودات اجتماعی و غیره همه و همه معاملاتی است که شما در واقع با خود انجام می دهید و هر چه را که بکاری همان را برداشت خواهی کرد. درست است افرادی هستند که با دوز و کلک به جایگاه و منصب می رسند و یا سرمایه هایی را از ان خود می کنند اما  این ها همه ظاهر قضیه است و اصل ماجرا چیزی فراتر بوده که در حجاب است ما از آن آگاه نیستیم.

چگونه موفقیت را به دست آوریم با ظریف پلاس

در کارها صداقت داشته باشید و برکتی که خداوند در مال و ثروت شما وارد می کند را در نظر بگیرید. هیچگاه فکر نکنید اگر در کاری که به شما سپرده شده کاهلی کنید، کم کاری کنید و حق کسی را ضایع کنید به بهای جبران خسارت هایی که دیده اید جبران مکافات کنید. در واقع شما عملی را با عمل بدتر پاسخ داده اید در حالی که نتیجه این عمل باز هم به شما باز خواهد گشت. در معاملاتی که اسدالله عسگراولادی انجام می دهد خریداران او مشتاق معامله منصفانه، عادلانه وی بودند که جنس با کیفیت به ان ها می فروخت و این باعث می شد هرگز او را رها نکنند. تنها با یک تلفن تمام معاملات خود را انجام می داد و فرزندانش قرار داد معاملات را می بستند.

از جمله خاطرات آموزنده اسدالله عسگراولادی می توان به معامله نیمه شب که خواب آلود و بدون اطلاع انجام داد اشاره کرد:

او می گوید در لس آنجلس بودم، نیمه شب تاجر آلمانی به من زنگ زد، در حالی که خواب آلود بودم 200 تن پسته از من خرید. من به او فروختم و صبح دیدم قیمت پسته 50 هزار دلار فرق کرده. اما پسته ای که دیشب فروخته بودم را نمی توانستم ندهم. صبح زود راهی آلمان می شود و مستقیم به دفتر کار همان تاجر می رود و می گوید من دیشب به تو پسته فروختم و حالا می خواهم همان پسته را بخرم. 100 هزار دلار به تاجر آلمانی می دهد و قرار داد تلفنی کنسل می شود. یک هفته در هامبورگ اقامت می کند و پس از آن به قصد فروش همان پسته به سراغ تاجر آلمانی می رود و با 200 هزار دلار پسته را می فروشد. با این کار نه تنها ضرری متوجه دو طرف نشد بلکه 100 هزار دلار هم سود اسدالله عسگراولادی  می شود. خوش قولی در تجارت اسدالله عسگراولادی حرف اول را میزند و همه وی را با این آوازه می شناسند. اخلاق و اصول تجارت وی به او چنین اجازه ای را نمی داد تا معامله ای را که در خواب انجام داده هر چند بدون قرار داد و امضا، لغو کند. اینجا است که برکت وارد مال و دارایی می شود و میزان را خداوند برایتان اندازه میگیرد تا هیچ ضرری متوجه شما نشود.

بهترین راهکار برای رسیدن به موفقیت ظریف پلاس

می توانید مقاله چگونه در زندگی هدفمند شویم را مطالعه نمایید

شهرت کاری اسدالله عسگراولادی بنا بر جمله: فروختی مال اوست، خریدی مال توست استوار بود. قبل از هر تعامل و قرار دادی در مورد ویژگی های شهر یا طرف تجاری خود مطالعه می کرد تا در مذاکرات و انجام قرار داد موفق تر عمل کند. این مطالعات کمک شایانی به پیشبرد اهدافش کرد. هیچ گاه در زندگی بدون شناخت بی گدار به آب نزنید، بدون انکه بررسی کرده باشید هرگز تصمیم نگیرید. اسدالله عسگراولادی می گوید: " من از هیچ و صفر به همه چیز رسیدم و الان که به عقب‌ نگاه مى‌کنم مى‌بینم تلاش، توکل به خدا، درستکارى و مطالعه به من کمک کرد موفقیت امروز را داشته باشم."

بله بزرگواریِ مردی همچون اسدالله عسگراولادی اسطوره و یاد ماندگاری برای ما خواهد بود تا بهتر و ملموس تر معنای صداقت و درستکاری در بازار امروز را درک کنیم. در این دوران هم می شود بدون رانت و رشوه و بدون هیچ تقلبی برتر شد. می شود از صفر به فراوانی رسید و میلیاردر شد، فقط کافی است چشمان خود را روی وسوسه ها و پیشنهادهای رنگارنگ بست و به همت و هوش خود بسنده کرد.

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارندبه یاد

رسیدن به موفقیت با روش های افراد موفق

می بینید که در آخر نام و نشان و خاطری باقی می ماند که از خود بجا می گذارید و با آن شهره می شوید. اسدالله عسگراولادی تاجر مشهور و یکی از بزرگترین صادر کننده های ایران غروب روز 22 شهریور 1398 در تهران به علت عارضه مغزی در بخش مراقبت های ویژه در گذشت. یاد و خاطر این بزرگ مرد گرامی باد که سمبل درستکاری و راستی در تجارت این زمانه بود. ظریف پلاس در این مقاله قصد داشت تا شما را با چهره روز و با بارز تجارت اصولی و اخلاق مدار آشنا کند تا ان دسته افرادی که فکر می کنند بدون کلک و دور زدن نمی شود کاری را به سرانجام رساند از این واقعیت باخبر شوند. امیدواریم خاطرات و زندگینامه مرحوم اسدالله عسگراولادی تلنگری برای افراد مستعد بوده باشد. یاد و خاطرش گرامی، همواره پایدار و برقرار باشید.

تگ ها: